پري براي پرواز
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


شهریور 1393
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        





كسي در اين حوالي دلش هواي درد و دل دارد






جستجو





ذکر روزهای هفته

  شهدا شرمنده ایم   ...

دلم می خواست چیزی بنویسم برایتان، ولی چیزی سر راه گلویم نمی گذارد!

عکس هایتان را اینجا به امانت می گذارم

هرکه خواست حرفش را به شما بزند.

فقط شرمنده ایم!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوعات: شهدا شرمنده ایم!  لینک ثابت



[دوشنبه 1393-06-31] [ 12:06:00 ب.ظ ]





  عکس شیهدان را می بینیم و عکس شهیدان عمل می کنیم   ...

 

 

بدی کردیم و خوبی یادمان رفت

ز دلها لای روبی یادمان رفت

به ویلای شمالی خو گرفتیم

شهیدان جنوبی یادمان رفت


برگرفته از:زاغه مهمات جنگ نرم، آسمانی ها.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1393-06-30] [ 04:57:00 ب.ظ ]





  این روزها   ...

این روزها دلتنگ که می شوی سرگردانی به دنبال یک دوست، یک شانه، یک لبخند،یک…یک خود!!!!!!!!!!!!!!

دلم بهانه دارد، بهانه ی آمدنش، بهانه ی دیدنش.

می خواهم تمام خودم را به تصویر بکشم!

اما خودم را نمی یابم!

از کجا بیابمش؟

میان هزار تمنای دنیایی؟ میان هزار دلبستگی؟

من دلم را می خواهم!

خدایا دست دلم را بگیر و تحویلم بده!

نه صبر کن!

مگر نه این که این دل سالهاست کنار من است؟

نمی خواهمش خدا…دیگر نمی خواهمش!!

تو فقط برایم پیدایش کن، پیش خودت بماند، مگر جایی بهتر از آغوش خودت برایش سراغ داری؟

این بار دلم را به تو می سپارم!

مثل همیشه مراقبش باش!

موضوعات: این روزها  لینک ثابت



[دوشنبه 1393-06-10] [ 11:52:00 ق.ظ ]





  آقا شکایت دلمان را کجا بریم؟   ...

 

 

این روزها که شیعه کشی رخ نموده است

شاید نوید آمدنت را دلالت است

آقا شکایت دلمان را کجا بریم؟

(عجل علی ظهور)شما اوج حاجت است

کوفی شده زمانه وهیچ اعتماد نیست

حتی به حرف ما که دعاهامان شهادت است

آقا بخاطر دل زینب ظهور کن

در کربلا حضور حرامی جسارت است…

موضوعات: آقاشکایت دلمان را کجا بریم؟  لینک ثابت



 [ 11:44:00 ق.ظ ]





  تنها به یک جوان فلسطینی‌ام بده!   ...

یک اتفاق ساده مرا بی‌ قرار کرد
باید نشست و یک غزل تازه کار کرد
در کوچه می‌ گذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد
از ذهن من گذشت که با سنگ می‌شود
آیا چه کارها که در این روزگار کرد
با سنگ می‌شود جلوی سیل را گرفت
طغیان رودهای روان را مهار کرد
با سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت
بی‌ سرپناه‌ ها همه را خانه‌ دار کرد
یا می‌شود که نام کسی را بر آن نوشت
با ذکر چند فاتحه، سنگ مزار کرد
یا مثل کودکان شد و از روی شیطنت
زد شیشه‌ای شکست و دوید و فرار کرد
با سنگ مفت می‌شود اصلا به لطف بخت
گنجشک‌های مفت زیادی شکار کرد
یا می‌شود که سنگ کسی را به سینه زد
جانب از او گرفت و به او افتخار کرد
یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را
در پیش چشم ناکس و کس شرمسار کرد
ناگاه بی‌ مقدمه آمد به حرف، سنگ
این گونه گفت و سخت مرا بی‌ق رار کرد:
تنها به یک جوان فلسطینی‌ ام بده
با من ببین که می‌شود آنگه چه کار کرد!

علی فردوسی

برگرفته از: وبلاگ فقط برای او که خواهد آمد.

 

 

 


موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



 [ 11:28:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما